نفي سيطره ضعيف كشان

نفي سيطره ضعيف كشان

عثمان بن حنيف انصاري در حكومت علي(ع) فرماندار بصره بود. يكي از خانواده هاي محترم شهر، او را به مجلس عروسي دعوت كرد. فرماندار آن را پذيرفت و در مجلس وليمه شركت كرد. مدعوين همه از ثروتمندان و متمكنين شهر بودند، و از محرومين و تهيدستان كسي در آن مجلس دعوت نداشت. سفره رنگيني گسترده شد و فرماندار و ساير مهمان ها در كنار آن نشستند و صاحب خانه با غذاهاي فراوان و رنگارنگ از فرماندار به گرمي پذيرايي كرد. خبر اين مجلس مجلل، به علي(ع) رسيد. نامه تندي به فرماندار نوشت و عمل او را اين چنين مورد انتقاد قرار داد:
اي پسر حنيف! به من گزارش دادند كه مردي از سرمايه داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خوانده و تو به سرعت به سوي آن شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو نهادند گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجايي و بر سر كدام سفره مي خوري؟ 1

1-نهج البلاغه، نامه 45

تپش قلم

 
 تپش قلم

& هر كاري را بخواهيم انجام دهيم، راهش را پيدا مي كنيم و هر كاري را نخواهيم انجام دهيم، بهانه اش را داريم!
¤¤¤
& هر كار خوبي كه باعث غرور انسان شود، ضرر كار بد را به او تحميل مي كند!
¤¤¤
& ورود به مقدمه گناه عامل «خودسوزي» است هركس از سقوط مي ترسد، وارد اين مقدمه نشود!
¤¤¤
& شياطين از فضاهاي دور و نزديك مي آيند اما اگر زمينه بيابند چون خون در رگهاي ما مي دوند، خوشا به حال مخلصاني كه هرگز خود را از شبيخون اهريمنان در امان نمي بينند!
¤¤¤
& ما مي توانيم «قطار وجود» مان را در هر ريلي كه خواستيم بيندازيم اما نمي توانيم از رسيدن مان به مقصد آن ريل جلوگيري كنيم، مي رويم و مي رسيم!
¤¤¤
& بيا در مسير پاكان تا نرسي به دوزخ ناپاكان، بهشت را بايد در هنگام انتخابها به دست آورد!
¤¤¤
& فرشته با علم و عمل به درستكاري مي خواند و ديو با بهانه و دغل به زشتكاري مي كشاند، اينك كجائيم؟!
¤¤¤
& شخصيت هر انساني هزار و يك بعد دارد و كساني كه براساس توجه به يك يا چند بعد درباره ديگران قضاوت كلي مي كنند، به خود و آنها ستم مي كنند!
¤¤¤
& اگر در عرصه روابط، قدرت بزرگنمايي ذرات را بيابيم، جانيان جنگ نرم را مي يابيم!
¤¤¤
& هر صبح، يك عمر تازه داريم، آه كه چقدر مرديم و زنده شديم و اصلاح نشديم!
¤ ¤ ¤
& خداوندا! نمي گويم دستم را بگير زيرا، از ازل تاكنون دستم را داشته اي مي گويم آن را رها نكن زيرا نمي خواهم «هيچ» باشم!
¤ ¤ ¤
& خردمند مومن، دريافته است كه براي سعادت جمعي، گاهي بايد پيروزي فوري را فداي «سعادت پايدار» كرد!
¤ ¤ ¤
& در عرصه انصاف، انتقاد مسئول از مجموعه خويش پذيرفته نيست، او بايد به انتقادهاي منطقي ديگران ، پاسخ شايسته بدهد!

عشق، اكسير زندگي

عشق، اكسير زندگي

زندگي بي عشق، مانند تن بي جان است. برخي بر اين باورند كه پيوستگي اجزاي هستي، بي عشق، شدني نيست و اگر ذرات وجود به هم پيوسته اند، به جادوي كيمياي عشق است.
از اين رو هركسي از هر قوم و قبيله و قشر و طائفه اي اگر بخواهد سخني پرمعنا بگويد و يا از حقيقت چيزي پرده بردارد، از عشق سخن مي گويد. اين گونه است كه عشق تنها واژه محبوب همگاني است كه حتي كودكان نيز آن را بر زبان جاري مي كنند و همگان بي استثنا با تك تك حروف واژگاني آن، خود را سيراب مي سازند.
كتاب هاي شاعران و اهل دل و ايمان، سرشار از اين واژه زيباست. واژه اي كه اگر برمرده قراردهند جان مي گيرد و اگر بر زخمي بپاشند درمان مي كند. از اين رو آن را اكسير زندگي گفته اند و براين باورند كه هستي به عشق، ساخته و پرداخته شده و جان مايه هر چيزي است. با اين همه دركتاب الهي هيچ از اين واژه عربي استفاده نشده و حتي حكم اكسيري دور از دسترس را در روايات پيدا كرده است.
با آن كه خداوند بارها و بارها از واژه «حب» استفاده كرده و در روايات نيز فراوان از اين واژه، سود جسته شده و حتي ايمان را جز حب ندانسته اند، ولي كم تر جايي است كه از واژه عشق بهره گرفته شده باشد.
به نظر مي رسد كه اين اكسير گران بها و نادره دوران با همه وجود و حضورش، درهستي، از نظر خدا و معصوم (ع) در چنان جايگاه رفيع و بلندي نشسته است كه نمي بايست هرگز به زير آيد و درميان كوي و برزن درخاك وخون غلتد و نامش بر زبان ها جاري شود.
اين همه جانشين، با آن كه بر زبان كودكان كوي و برزن جاري مي شود و در هر ذره اي از ذرات هستي حضور قوي و بي مانند خود را حفظ مي كند، ولي درچنان بلندايي نشسته است كه دور از دسترس همگاني است. نام و آوازه اش هركوي و برزني را پر كرده و شهره اش جايي را فرو ننهاده است؛ چنان كه حضورش نيز چنين است ولي به گواهي قرآن و روايت، كمال جمالش دور از دسترس است. از اين رو مي توان عشق را همانند خداوند، مصداقي از هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن دانست كه درعين نزديكي، دور است و درعين ظهور، نهان مي باشد.
برخي براين باورند كه عشق مانند داروي كميابي است كه تنها در دسترس حكيم ماهر و براي دردهاي خاصي است و لذا داراي حرمت و حريم مخصوصي است و برهمين اساس، قرآن و روايت كم تر بدان توسل و عنايت ظاهري داشته است.
عشق، يعني خدا
اما به نظر مي رسد كه حضور آن چون كلمه وجود و واژه خداست كه همه جاست و نيازي به تكرار خود نمي بيند، زيرا همان گونه كه درعرفان، وجود را نام ديگر خدا گرفته اند، در فرهنگ عمومي مردم، نام ديگر خداوند همان عشق است كه درهمه جا، ساري و جاري است.
دراين وادي عشق، تنها كساني نرد عشق باختند كه چون حسين(ع) و يارانش، خود را با خدا معامله كردند. از اين رو اميرمومنان علي (ع) درهنگام حضور دركربلا مي فرمايد: و اهاًلك ايتها التربه ههنا مناخ ركاب و مصارع عشاق شهداء؛ اي خاك! خوشا به تو. اينجا بارانداز سواران و قتلگاه عاشقان شهيد است. (بحارالانوار، ج9، ص 580 و نيز نفس المهموم، ص206)
عشق، حالتي از مقام حب و محبت است. هنگامي كه محبت برفكر و عقل چيره شود و زمام شخص را در دست گيرد آن زمان را عشق گويند؛ چون ديگر عقل و هوشي نيست تا فكر وانديشه وحساب وكتابي باشد.

منتظران شهادت


منتظران شهادت

يكي از مسلمانان عصر رسول خدا(ص) به نام «انس بن نضر» در جنگ بدر حاضر نبود، اما بعد كه آگاه شد، خيلي ناراحت گرديد كه چرا در آن جنگ نبوده و حضور و مشاركت فعال نداشته است، با خداوند عهد و پيمان بست كه اگر جنگ ديگري رخ دهد، حتما شركت كند و تا سرحد شهادت جانبازي نمايد، تا اينكه جنگ «احد» پيش آمد. او به عهد خود وفا كرده و در آن جنگ شركت نمود و هنگامي كه گروهي فرار كردند، او همچنان ايستادگي كرد و جنگيد تا به شهادت رسيد، آنگاه در ارزش كار اين شخص فداكار اين آيه معروف (23 سوره احزاب) نازل گرديد:
«من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا»
«در ميان مومنان، مرداني هستند كه بر سر عهدي كه با خدا بستند صادقانه ايستادند، بعضي پيمان خود را به آخر رساندند و بعضي در انتظارند و هرگز در عهد و پيمانشان، تغيير و تبديلي نيست»
به اين ترتيب «انس بن نضر» مطابق اين آيه، به عنوان منتظران براي اداي پيمان، از طرف خدا، به شمار آمد.(1)
ـــــــــــــــــــــــــ
1- تفسير مجمع البيان، ذيل آيه 23 سوره احزاب

 

تغذيه سالم، خانواده سالم

تغذيه سالم، خانواده سالم

زندگي ماشيني و كم تحرك امروزي توجه به تغذيه به عنوان يكي از اركان مهم سلامتي را با مشكل مواجه كرده است. به همين دليل مشكلات تغذيه اي هم در كشورهاي پيشرفته و هم در كشورهاي در حال توسعه رو به افزايش است. از سوي ديگر بسياري از عادات غذايي خوب پيشينيان ما به فراموشي سپرده شده و عادت غذايي غلط جانشين آنها شده اند. هدف از بيان مطالب زير افزايش اطلاعات عزيزان و تغيير در ديدگاه و نگرش آنها به منظور شناخت عادات غذايي غلط و اصلاح آنها به صورت اختياري و داوطلبانه است زيرا ما بر اين باوريم كه دانستن بدون خواستن هرگز توانستن به بار نمي آورد. تعدادي از عادات غذايي غلط كه بايد براي داشتن جسمي سالم و روحيه شاداب در اصلاح آنها بكوشيم عبارتند از؛
¤ نخوردن صبحانه؛ نخوردن صبحانه يك اشتباه بزرگ محسوب مي شود. صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و باز شدن فكر و ذهن مي شود، بلكه موجب انتخاب و مصرف مناسب وعده هاي غذايي ديگر در ادامه روز خواهد شد. همچنين خوردن صبحانه ممكن است به مصرف كمتر كالري در ادامه روز كمك كند. يك تحقيق دانشگاهي نشان داده مصرف مقدار كالري مشخص در ابتداي روز اثر سيركنندگي بيشتري نسبت به مصرف همان مقدار كالري در ساعت هاي ديگر خواهد داشت كه اين امر موجب كاهش مجموع كالري مصرفي در روز مي شود.
¤ پرخوري؛ امروز به خوبي ثابت شده است كه پرخوري موجب بروز افزايش وزن و چاقي مي شود كه خود منشأ بروز بسياري از بيماري ها نظير ديابت و سكته هاي قلبي و عروقي است، لذا توصيه مي كنيم از پرخوري به ويژه در وعده شام بپرهيزيد و وعده هاي غذايي خود را به جاي سه وعده پرحجم به پنج يا شش وعده كم حجم تر تقسيم كنيد. خوردن غذاهاي سالم و كم حجم حاوي كربوهيدرات هاي كمپلكس و پروتئين درطول روز نه تنها اشتها را كنترل مي كند، بلكه احتمال پرخوري را نيز كاهش خواهد داد.
¤ نخوردن ميوه و سبزيجات به مقدار كافي؛ بسياري از مواد مغذي مورد نياز بدن به ويژه ويتامين ها و مواد معدني مانند روي، منيزيم، آهن و... در انواع ميوه و سبزي وجود دارند و امتناع از خوردن آنها باعث بروز مشكلاتي در بدن خواهد شد. يكي از مهم ترين راه هاي تامين مواد معدني و ويتامين هاي مورد نياز بدن، مصرف ميوه و سبزيجات تازه و خالص است. بنابراين سعي كنيد اين مواد را جزء لاينكف رژيم غذايي قرار داده و هميشه به مقدار كافي از آنها استفاده كنيد. اين موضوع به ويژه در مورد كودكان، نوجوانان و جوانان در حال رشد از اهميت بيشتري برخوردار است.
¤ غذا خوردن پيش از خواب؛ يكي از توصيه هاي مهم متخصصان تغذيه اجتناب از خوردن غذا پيش از خواب است. تحقيقات نشان داده اند خوردن غذا يك تا دو ساعت پيش از خواب منجر به بدخوابي، كسالت و خستگي و كوفتگي در روز بعد خواهد شد. خوردن غذاهاي چرب پيش از خواب سبب كند شدن تخليه معده و تشديد سوءهاضمه و مصرف غذاهاي ادويه دار منجر به صدمات و سوزش هاي قلبي و ناراحتي گوارش خواهد شد. بنابراين سعي كنيد حداقل سه تا چهار ساعت قبل از خواب اقدام به خوردن غذا كرده و چنانچه پيش از خواب احساس گرسنگي كرديد مقداري ميوه تازه مصرف كنيد.
¤ خوردن تنقلات هنگام گرسنگي؛ خوردن تنقلات هنگام گرسنگي يكي از عادات غذايي نادرست ما ايرانيان است و اين موضوع در كودكان و نوجوانان بيشتر مشاهده مي شود. استفاده از موادغذايي كم ارزش و شكم پركن مانند شكلات، چيپس و پفك تنها باعث بر هم خوردن رژيم غذايي و بي اشتهايي شده و در نتيجه فرد از خوردن مواد غذايي مفيد خودداري مي كند و پس از مدتي با مشكلات زيادي مواجه خواهد شد. سعي كنيد هميشه با شكم سير از خانه خارج شويد زيرا گرسنگي ممكن است منجر به خريدن و خوردن تنقلات شود. شكلات، پفك و چيپس هيچ كدام نمي توانند جاي يك صبحانه، ناهار و شام سالم و رضايت بخش را پر كنند.
¤ نخوردن آب به اندازه كافي؛ ننوشيدن مقدار كافي آب در طول روز متابوليسم و سوخت وساز بدن را كند كرده و حتي ممكن است باعث اضافه وزن شود. آب مهم ترين ماده مغذي است و ماده اي ضروري براي فعاليت هاي متابوليك بدن از جمله سوزاندن كالري محسوب مي شود. بنابراين توصيه مي شود در طول شبانه روز بين 8 تا 10 ليوان (و اگر ورزش مي كنيد حتي بيشتر از اين مقدار) آب مصرف كرده يا از نوشيدني هاي طبيعي مانند دوغ و آب ميوه استفاده كنيد. از جايگزين كردن نوشابه هاي گازدار به جاي آب خودداري كنيد زيرا عوارض بسياري داشته و از نظر تغذيه اي نيز فاقد ارزش غذايي هستند.
¤ گرسنه ماندن؛ برخلاف تصور همگان، گرسنگي باعث افزايش وزن بدن به دليل ذخيره سازي چربي مي شود. هنگامي كه براي مدتي طولاني غذا نمي خوريد بدن شما به دليل محروم ماندن از مواد غذايي دچار آشفتگي شده و هنگامي كه دوباره شروع به خوردن غذا مي كنيد بدن شما به طور فيزيولوژيك كالري مصرفي را به چربي تبديل مي كند. اگر هدف شما از گرسنگي كشيدن، كاهش وزن است بايد در برنامه رژيمي خود تجديدنظر كنيد و به جاي گرسنگي يك برنامه مناسب ورزشي روزانه براي خود تعيين كرده و بيشتر از ميوه ها، سبزيجات، حبوبات، گوشت هاي كم چرب و ماهي استفاده كنيد.
¤ سريع خوردن؛ از زمان شروع غذا تقريبا 20 دقيقه طول مي كشد علائم سيري به مغز برسند، بنابراين اگر شما ظرف پنج يا شش دقيقه غذاي خود را تمام كنيد، مغز زمان كافي براي ارسال نشانه هاي سيري را پيدا نمي كند و اين امر باعث پرخوري و پر كردن معده بيش از مقدار مورد نياز خواهد شد. بنابراين سعي كنيد آهسته غذا بخوريد، آرام باشيد، غذا را به طور كامل بجويد و از مزه آن لذت ببريد.
¤ انجام كاري ديگر به همراه غذا خوردن؛ تحقيقات نشان داده اند پرداختن به كاري ديگر همزمان با غذا خوردن منجر به پرخوري و در نتيجه افزايش وزن خواهد شد. اگر هنگام تماشاي تلويزيون، صحبت با تلفن يا بازي ويدئويي مشغول غذا خوردن شويد، اين عوامل خارجي باعث حواس پرتي شده و به علائم و نشانه هاي سير شدن كه بيان كننده كافي بودن مقدار غذا و احساس سيري است، كمتر توجه مي كنيد و به طور ناخودآگاه به خوردن ادامه مي دهيد زيرا در اين شرايط عمل خوردن تبديل به حركتي غيرهوشيارانه و مكانيكي مي شود.

دلنوشته اي به امام زمان (عج)                    ((شبنم شوق))



                                                   شبنم شوق

بعد از حمد و سپاس از خداوند جهان، خدايي كه بشر را بخشيد قدرت بيان، و خدايي كه - بر مصلحت- يوسف زهرا را - هنوز- نكرد عيان.
اي مولاي من، اي سرور عالم ، اي زيبارويي كه جمال جميلت را به مه چهارده آسمان و وجود نازنينت را- براي اهل جنت- همچو طاووس خوش نقش و نگار تشبيه كرده اند.
اي مولاي من كه دليل گريه ابرها شده اي. اي مولاي من كه دليل بهار تويي؛ مؤمنين دل بي قرارت و جهان به انتظارت نشسته است. دنيايي كه ديگر رنگ سپيد آن براي مدادهاي سفيد مدادرنگي و گچ مدرسه ها شده و سياه آن تنها براي سياهي ذغال ها و كلاغ ها نيست.
از دلربايي ات شبنم شوق و غم از گونه هايشان سرازير گشته است. چشم هايشان به يادت باراني مي شود و سيل شبنم را سرازير مي نمايند و درياي دلشان به نام تو غوغا مي نمايد.
اشك شوقي كه به رسم عشق- سوختن و ساختن و دم برنياوردن- بايد به پاي معشوق بماني و بايد منتظر منتظر باشي.
و غم و اندوهي كه لحظه ها را به پايان عمر مي برند و اندوه نديدن آن رخسار مه گون را از دو چشم مي ستاند.
مي دانم كه هر روز كه مي رسد تا انتهايش صدمرتبه به مومنين دعا مي كني. مي دانم كه اگر بر سنگ سخت دعا كني نرم مي شود. اما چرا... مي دانم كه يوسف زهرا همچو مادرش، اول بر جان و احوال دوستان و همسايگان دعا مي كند و بعد كه نوبت برخودش مي شود...
مي دانم كه نه در برمودا خانه داري ، نه بر بلنداي فلان كوه و نه براي ديدنت چله نشيني لازم است. در بين مردم زندگاني مي كني و آنگاه كه بانگ ظهورت طنين انداز عالم گردد، فردي نباشد كه تو را نديده باشد و برسيمايت آشنا نباشد. اما هزار افسوس و آه كه بار گناه، ابر بين زمين سبز دل و خورشيد هميشه تابان وجودت گشته است. افسوس برمن كه...
مولاي من، اي شاه شاهان كه از قوم كافران سخت انتقام مي گيري و اهل زمين را از اين وهله ظلماني كه چراغشان كورسوي چراغ خانه ها و مركبشان شده است، مي رهاني؛ جمعه ها هم بي قرارند. آنها همنواي دل هاي منتظر و چشمان بي تاب و تر شده اند. از همان آغاز فصل كه نواي شيرين ندبه گوشها را مي نوازد تا آن هنگام كه غروب سرخ و دل بي قرار، خون به دل مي كند كه چرا اين جمعه هم گذشت و مهدي فاطمه نيامد. و لب هاي لرزاني كه:
روزها را به اين جمله مي گذرانند كه :
شايد اين جمعه بيايد... شايد

به سوي يار مهربان

به مناسبت بازگشايي مدارس
 
 
  

بارالها! به سوي تو آمده ام تا دريابي ام. به سوي تو آمده ام تا از تو مدد جويم؛ ياري طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاري؛ که من پوچم بي تو! اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستيم و سال علم آموزي جديدي پيش روست، از تو مي خواهم مرا ياري کني تا در مسيري گام بردارم که مروج علم و آيين تو باشم. ياري ام کن تا همواره در آموختن، حريص باشم و در ترويج آموخته هايم، سخي. ياري ام ده تا بياموزم آنچه را تو مي پسندي و دوري جويم از آنچه ناپسند توست. کمکم کن قلم که در دست مي گيرم، به ياد تو باشم و آنچه مي نگارم، مورد رضاي تو باشد. بر صفحه تاريک دلم با قلم الهي ات نقشي بزن که تا زنده ام، به اينکه موجودي مفيد فايده در هستي بي پايانت بوده ام، به خود ببالم. در اين ماه مهر، از مهر بي کران خويش باز هم به من ببخش و اين آغاز دوباره را برايم آغازي مبارک رقم بزن. به لطف و کرمت، يا ارحم الراحمين!
اهميت تعليم و تعلم در اسلام
نخستين معلمان، پيامبران الهي هستند که همواره کوشيده اند بندگان خدا را از ناداني رها سازند. اسلام براي آموزش و پرورش اهميت ويژه اي قائل است. از اين  روست که خداوند در نخستين آيات سوره «علق»، نبي اکرم(ص) را با امر به خواندن مورد خطاب قرار مي دهد و به او يادآور مي شود که خداوند به وسيله «قلم» به انسان آنچه را نمي دانست، آموخت. يا در نخستين آيه سوره «قلم» به قلم و آنچه مي نگارد، سوگند ياد مي کند.
تعليم يعني آموزش دادن و تربيت يعني پرورش دادن. پيامبر اعظم(ص) مي فرمايد: «طلب العلم فريضه علي کل مسلم و مسلمه؛ کسب دانش بر هر مرد و زن مسلماني بايسته است.» و نيز «از گهواره تا گور دانش بجوييد.» همچنين: «گرسنه تر از همه مردم کسي است که در پي دانش مي رود و از همه مردم سيرتر کسي است که طالب آن نيست.» و در روايت ديگر: «دوست ندارم جوانان شما را جز در دو موقعيت ببينم؛ يا دانشجو يا دانشمند. اگر جواني چنين نباشد، کوتاهي کرده است. اگر کوتاهي کند، تباه مي شود. اگر تباه شد، گنهکار است، و اگر گناه و نافرماني کند، سوگند به آنکه محمد(ص) را به حق، به پيامبري فرستاد، در آتش دوزخ جاي مي گيرد.»
در مدينه روزي پيامبر اسلام(ص) وارد مسجد گرديد. چشمش به دو اجتماع افتاد که از دو دسته تشکيل شده بودند و هر دسته اي حلقه اي تشکيل داده و سرگرم بودند؛ يک دسته به عبادت و ذکر خدا، و دسته اي به تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم و مشغول بودند. حضرت از ديدن هر دو دسته خرسند گرديد و به همراهانش فرمود: «اين هر دو دسته کار نيک نموده و بر خير و سعادتند، ولي من براي دانا کردن و دانا شدن مردم فرستاده شده ام.» پس خودش به طرف همان دسته که به تعليم و تعلم اشتغال داشتند، رفت و در حلقه آنان نشست.
امام علي(ع) نيز در اهميت علم، آن را با ثروت مقايسه مي کند که خلاصه آن چنين است:
1. تمام دين در علم آموزي و عمل به آن است2 . جستجوي دانش از طلب ثروت ضروري تر است3. ثروت تقسيم شده و تضمين شده است، ولي علم نزد اهلش پنهان است. ازاين رو، بايد آن را جستجو کرد تا به دست آورد
4 . زيادي مال سبب فساد در دين و سنگدلي انسان مي گردد، ولي زيادي علم و عمل به آن سبب اصلاح دين و رفتن به بهشت خواهد شد.
* * *
آقا اجازه
روز بازگشايي پنجره هاي آبي به سمت افق درياهاست. روز شروع دير رسيدن و اضطراب و تلاش براي به دست آوردن کارت هاي صد آفرين و مشق هايي که هر شب نوشته مي شوند و هر روز خط مي خورند.
کسالت روزهاي تابستان را در اتفاقي ساده فراموش مي کنم؛ وقتي چشم هايي را مي بينم که طراوت و شادي را در آغاز فصل مهر و مدرسه بشارت مي دهند.
تمام تخته سياه هاي منتظر، سپيد مي شوند!
شهر، با کوچه هايش از خواب برمي خيزد، خميازه مي کشد و حياتي تازه در رگ هايش جاري مي شود.
ورق هاي کتاب ها، در حاشيه سپيد خود، جايي براي حرف هاي نگفته دارند که با نقاشي ها، خاطره مي شوند.
زنگ هاي تفريح، در خاطراتم به صدا درمي آيند تا کودکي هايم را از انقباض سرد دقايق، به حياط شلوغ مدرسه ببرند؛ تا دوباره به گل ها لبخند بزنم و سعي کنم عطر معلم را در ريه هايم به خاطر بياورم.
آقا اجازه! باز هم مرا سر کلاست راه مي دهي؟

از کودکي بايد آموخت

از کودکي بايد آموخت 

اگر به دوره پيش دبستاني براي آمادگي کودکان جهت رفتن به مدرسه دقت کرده باشيد متوجه مي شويد پيش دبستاني، مکاني است که شخصيت دانش آموزي کودک در آنجا شکل مي گيرد و رفتار قانونمندانه، جايگزين رفتارهاي کودکانه مي شود. کودک تدريجا متوجه مي شود که از اين پس بايد چند ساعت در روز را خارج از منزل و بدون حضور مادر و خانواده مشغول آموختن شود و به خواسته هاي معلمش عمل کند و تکاليفش را به موقع انجام دهد. در کلاس بازيگوشي نکند و زمان صحبت کردن معلمان ساکت باشد و به صحبت هاي آنها توجه کند.
کودک به پيش دبستاني مي رود تا وقتي در سن6  سالگي از زندگي کودکانه و بدون مسووليتش که تمام وقت به بازيگوشي و تفريح گذشته است، قدم به مدرسه و محيط آموزشي مي گذارد، تغيير شرايط او را غافلگير نکند و دچار سردرگمي و ناتواني نشود. اگر کودکي دوران آمادگي يا پيش دبستاني را نگذراند و مستقيما بدون مقدمه وارد مقطع ابتدايي شود، تغيير يک  دفعه شرايط ، حجم سنگين دروس، محدوديت ها و قانون هاي جدي تحصيلي و دوري از خانواده، او را شگفت  زده مي کند و چون آمادگي لازم براي حضور در موقعيت جديد به  صورت ضربتي را ندارد، ممکن است تصور ذهني ناخوشايندي نسبت به مدرسه و تحصيل در او به وجود آيد. درواقع دوران آمادگي براي کودک موقعيتي آزمايشي و جبران پذير است و او با قوانين و محدوديت هاي تحصيلي آشنا مي شود و با سعي و خطاهاي متعدد تدريجا به شرايط جديد عادت مي کند و مهارت و توان لازم براي حضور در کلاس هاي رسمي مقطع ابتدايي را به دست مي آورد. 
با اين تحليل مي توان نتيجه گرفت که دوره پيش دبستاني با وجود ظاهر ساده خود از اهميت فوق  العاده اي برخوردار است و با تغييري که در رفتار و شخصيت کودک به وجود مي آورد، مي تواند ذهنيت او را براي قرار گرفتن در موقعيت جديد آماده کند و کم و کاستي هاي دانش او را در اين رابطه برطرف کند. حال اين سوال مطرح مي شود که وقتي فرزند رشد مي کند و بزرگ  تر مي شود و در شرايط و موقعيت هاي جديد تر قرار مي گيرد، آماده سازي  ذهني و آشنايي با شرايط جديد، هوشيارانه و به موقع از سوي والدين در مورد او اجرا مي شود يا نه؟ مثلا وقتي فرزند در دوران نوجواني براي خود دوستاني انتخاب مي کند لازم است تا از سوي والدين نسبت به انتخابش ارشاد شود و نکاتي در مورد انتخاب دوست به و ي گوشزد شود، خوب و بد را به درستي براي او تعريف کنند و اينکه چه کساني موجب گرفتاري و دردسر او خواهند شد و چه کساني موجب پيشرفت و سربلندي وي. در اين صورت او بهتر مي تواند دوست خوب و بد را از هم تشخيص دهد و با دقت بيشتر، انتخاب بهتري انجام خواهد داد.
فرزند در آستانه مقطع دبيرستان با تعيين رشته تحصيلي در موقعيت جديد قرار مي گيرد و اين مقطع از زندگي او اهميت فراواني در شکل گيري آينده وي دارد. والدين بايد در اين زمان اقدامات آگاهي دهنده را انجام دهند و فرزندشان را با انواع گوناگون مشاغل و رشته هاي تحصيلي آشنا سازند. مزيت و سختي هاي هر رشته و هر شغل را برايش شفاف  سازي  کنند تا او در کمال آگاهي و معرفت رشته تحصيلي و شغل خود را که مهم  ترين رکن موفقيت و خوشبختي او در زندگي آينده اش است را انتخاب کند.
در زمان اخذ گواهينامه رانندگي از همان ابتداي کار به او آموزش دهند که چرا و چگونه بايد به قوانين رانندگي عمل کند و با رانندگي آرام و متداول موجب آرامش خاطر و حفظ سلامت خود، سرنشينان و ديگر رانندگان شود. زماني فرا مي رسد که فرزندان قصد ازدواج و تشکيل زندگي دارند. در اينجا هم فرزند به آماده سازي  و آموزش  نياز دارد. مثلا بايد متوجه شود که ازدواج، مهم ترين و اساسي ترين انتخاب زندگي اوست که تمامي زندگي آينده اش را تحت تاثير خود قرار مي دهد و اثرات اين انتخاب تا آخر عمر با او همراه مي ماند.   بايد بداند که هرچه شرايط فردي براي ازدواج مهياتر باشد زندگي مشترک راحت تر و دلنشين تر است. بايد بداند که اختلاف هاي عقيدتي ، فرهنگي، تحصيلي ، مالي و شغلي مي تواند در زندگي مشترک موجب اختلاف هاي شديد و حتي جدايي شود. بايد بداند ملاک انتخاب همسر آينده اش چيست، او بايد متوجه شود که تا طرف مقابلش را به طور کامل نشناخته و از جزئيات رفتاري و شخصيتي او و شخصيت خانوادگي اش با خبر نشده زندگي مشترکش را آغاز نکند. به طور کلي زماني که فرزند تصميم به ازدواج دارد بايد او را با واقعيات، سختي ها، مشکلات و خوبي هاي زندگي به درستي آشنا کرد تا او با ديد باز اقدام به تصميم گيري کند.
به طور کلي پدر و مادر وظيفه دارند تا در هر مرحله از رشد و تکامل فرزندشان و زمان رويارويي با هر شرايط جديد، آنها را از نتايج امر آگاه و مطلع سازند و آموزش هاي لازم را داده و بر شرايط جديد کنترل کافي داشته باشند. فرزندداري تنها صرف به دنيا آوردن وي و نگهداري او در خانه و تامين خوراک و پوشاک وي نيست. والدين با توجه به موقعيت هاي متفاوتي که در هر مقطع براي فرزندشان پيش مي آيد مي توانند با آماده سازي  و تقويت تصور ذهني آنها لطف و کمک بزرگي به فرزند، خانواده، جامعه و ديگران بکنند. زيرا تمامي اين موارد زيرمجموعه تعليم و تربيت درست فرزندان است. آماده سازي  ها و آموزش هاي از قبل برنامه ريزي شده، فرزند را در موقعيت و شرايط جديد مقتدر و توانمند مي سازد و به علت داشتن تصور ذهني و آگاهي قبلي از مشکلات و عواقب اقدامات آينده، به درستي تصميم مي گيرد و غافلگير نمي شود.